پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در اینکه ایرانیانِ باستان خود پیامبری داشتند جای هیچ تردیدی نیست. خدای رحمان و رحیم هیچ گاه بندگان خود را بدون نبی و رسول (انذار و بشارت دهنده) رها نکرده است.[۱] اگر غیر از این باشد؛ دیگر الله نیست[۲]. خداوند در هر زمان و مکانی متناسب با مردمان هر عصر، دفترچه راهنما[۳] و فرستاده ای از جنس بشرفرستاد تا راه صحیح را در کنار هدایت باطنی فراموش نکنند.[۴] چون انسان با کفران نعمات الهی و شکرنکردن در برابر آنها کارش به هلاکت و خسران منجر می شود و با این اعمالش به خود ستم می کند.[۵] از سوی دیگر بر طبق شواهد فقهی و روایی ما مجوس اهل کتاب محسوب می شوند.[۶] بازماندگان مجوس که امروزه زرتشتیان ایران نامیده می شوند بازماندگان همان مجوسیان صدر اسلام هستند. بر طبق نظر مراجع دینی و قانون اساسی کشور جمهوری اسلامی در شمار اهل کتاب قرار دارند[۷]. باید انصاف داد که مردمان آرامی هستند. سوال اساسی در این بین وجود دارد؛ پیامبر ایران باستان کیست؟ کمی روشن تر بگوییم نام پیامبر مجوس چیست؟ آیا زرتشت مورد ادعای جامعه زرتشتی است؟ یا بر طبق نظر بعضی اندیشمندان غربی[۸] و روایات دینی ما زرتشت پیامبر نبوده است و ادعای نبوت داشته است.[۹] بلکه طبق روایات اهل بیت داماسپ نام داشته است؟[۱۰] پس ما وجود پیامبر را برای ایران باستان پذیرا هستیم اما در فرد (پیامبر) مورد نظر با زرتشتیان اختلاف داریم.
پینوشت:
[۱]. سوره فاطر، آیه ۲۴، «إِنّا أَرسَلناکَ بِالحَقِّ بَشیرًا وَنَذیرًا ۚ وَإِن مِن أُمَّةٍ إِلّا خَلا فیها نَذیرٌ؛ ما تو را بحق برای بشارت و انذار فرستادیم؛ و هر امّتی در گذشته انذارکنندهای داشته است.».[۲]. سوره آل عمرآن، آیه۱۸۲، «ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبید؛ این [عقوبت] به خاطر کار و کردار پیشین شما است، [و گرنه] خداوند هرگز نسبت به بندگان [خود] بیدادگر نیست.»(یعنی به عدالت رفتار می کند).
[۳]. سوره نحل، آیه۴۴٫ «بالبینات و الزبر و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون».
[۴]. «یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول» الکافی، ج۱، ص۱۶٫
[۵]. سوره ابراهیم، آیه۳۴٫ «و اتاکم من کل ماسالتموه و ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها ان الانسان لظلوم کفار».
[۶]. سوره حج، آیه ۱۷٫ «ان الذین امنوا و الذین هادوا و الصابئین والنصاری والمجوس والذین اشرکوآ ان الله یفصل بینهم یوم القیمه ان الله علی کل شی ء شهید».
[۷]. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۱۳
[۸]. دین های ایران باستان، نیبرگ، ترجمه سیف الدین نجم آبادی، ص ۲۵٫
[۹]. بحارالانوار، ج ۱۰ ، ص ۱۷۹٫
[۱۰]. التهذیب، ج۶، ص ۱۷۵٫






پدر شهید مدافع حرم “داود نری میسایی” اظهار داشت: پسرم زادهی جنگ بود.
او سال ۱۳۶۲ و در بحبوحه جنگ در استان خوزستان به دنیا آمد. داود تنها پسرم
بود و همراه با فرزندان یتیم برادرانم بزرگ شد. او نیز مانند پسرعموهایش
تا مدتها مرا عمو صدا میزد و به قدری ما با هم دوست و رفیق و صمیمی بودیم
که کمتر کسی باور میکرد، من و داود پدر و پسر هستیم. او فقط پسرم نبود،
داود برادرم، همراهم و همهی وجودم بود. وی ادامه داد: حدود ۱۰ سال پیش از امیدیه به اهواز مهاجرت کردیم. وقتی
به اهواز آمدیم به همراه چند نفر دیگر به راهاندازی مکانی برای برگزاری
نماز عید فطر در یکی از محلههای این شهر پرداخت و خود اذانگو و مکبر این
نماز و نمازهای جماعت مسجد محله بود. صدای اذانها و نوحههای داود
خوشصدایم هنوز در گوشم هست. او مداح اهل بیت(ع) نیز بود. روزی که میخواست
به سوریه برود گفت پدر جان امروز باید به صدای “هل من ناصر ینصرنی” امام
خویش پاسخ گفت و برای دفاع از سرزمینهای شیعه به سوریه رفت. نری میسایی تصریح کرد: حدود هشت ماه قبل از اعزامش به سوریه خواب دیدم
که خانمی به سوی من آمد و گفت فرزندت را به سوی ما بفرست که با او کار
داریم. وقتی داود بحث حضورش در سوریه را مطرح کرد نتوانستم مخالفت کنم. او
همهی وجودم بود و به لحاظ احساسی دوست نداشتم او را از دست بدهم؛ اما یک
تکلیف بود که باید به آن عمل میشد. داود میگفت پدر اگر من نروم فردای
قیامت میتوانی پاسخگو باشی؟ گفتم پسرم زیر بار غمت میروم و نمیتوانم روز
قیامت پاسخگو باشم و او را بدرقه کردیم تا برای دفاع از حرم راهی سوریه
شود. این پدر شهید مدافع حرم خوزستانی تاکید کرد: وقتی که رفت مثل روز برایم
روشن بود که داودم شهید میشود. دلتنگش هستم. دلم برایش تنگ میشود. او
همدم و همراه و رفیق من بود. نری میسایی بیان داشت: او سال گذشته در جریان آزادسازی دو شهرک
شیعهنشین نبل و الزهرا در سوریه به شهادت رسید. خواب دیده بود که در شیاری
به شهادت میرسد و این خواب را برای دوستانش تعریف کرده بود. وقتی که
پیکرش مفقود شد، دوستانش با گشتن در شیارها پیکر او را یافتند. چند روز قبل
از شهادتش با من تماس گرفت و گفت پدرم آخرین وصیتم این است که رهبری را
تنها نگذارید. وی در پایان خطاب به ما خبرنگاران گفت: زیبا و قشنگ بنویسید تا جوانان
وطن از مردان و اسطورههایشان بخوانند و به خود ببالند. نظام جمهوری اسلامی
ثروتی است که باید آن را حفظ کرد و این نظام متعلق به جوانان است.








