سه چیزی که درمورد اس-۳۰۰ باید بدانید/ صاحبان صنایع آلمان راهی ایران می‌شوند

اگر کشورهایی نظیر ایران به اس-۳۰۰ دست یابند، آمریکا مجبور خواهد بود رویکرد نظامی خود را تغییر دهد که اکنون آن روز فرا رسیده است  اخبار ایران و تحلیل‌های پیرامون آن به طور مستمر در رسانه‌های خارجی – اعم از غربی، شرقی و منطقه‌ای – منعکس می‌شود. نگاهی به موضوعات پرداخته شده درباره ایران می‌تواند تصویری کلی از نقاط تمرکز این رسانه‌ها در داخل و نحوه انعکاس و جهت‌دهی آن به فضای افکار عمومی در کشورهای خود و جهان ارائه دهد.

فروش سامانه اس-۳۰۰ روسیه به ایران: سه چیزی که باید بدانید

به گزارش پایگاه نشنال اینترست، به نظر می‌رسد که ولادیمیر پوتین تصمیم خود را برای فروش سامانه اس-۳۰۰ به ایران گرفته است. سامانه اس-۳۰۰ سامانه‌ای پدافندی سطح به هوا محسوب می‌شود که دارای چند رادار قدرتمند و موشک‌های پرسرعت دوربرد است. این سامانه می‌تواند هواپیماها را در محیطی وسیع مورد هدف قرار دهد. در ناتو به این سامانه SA -10   گفته می‌شود. این سامانه بسیار متحرک، دقیق و مرگبار است.

ایران

 


تصمیم روسیه برای فروش این سامانه به ایران از سه جهت مهم
است:

۱٫ این سامانه می‌تواند تغییر اساسی در قدرت
نظامی در منطقه ایجاد نماید:
دهه‌هاست که
آمریکا و هم‌پیمانان آن در آسمان منطقه ایران با آزادی پرواز می‌کنند. دوستان همیشه
از پشتیبانی‌های هوایی برخوردار بوده‌اند و دشمنان همیشه خود را در برابر حملات هوایی
آسیب‌پذیر دیده‌اند که این مساله سبب شده است تا آنها در دنبال کردن اهدافشان
محتاط باشند. این مساله بسیار برای ایران صدق می‌کند، کشوری که نیروی هوایی آن به
سبب تحریم‌ها دچار مشکلاتی است. ورود اس-۳۰۰ می تواند این مساله را تغییر دهد.

اس-۳۰۰ به منزله دیواری در آسمان نیست. اگر بخواهیم می‌توانیم
آن را شکست دهیم.
با این حال، انجام این کار نیازمند صرف هزینه و وقت بسیاری است و
بسیار خطرناک نیز می‌باشد. اخیراً بحث‌هایی درباره انجام چند حمله هوایی محدود به
سایت‌های هسته‌ای ایران مطرح شده است. با ورود اس-۳۰۰ دیگر از این بحث‌ها نمی‌شود.

۲٫ این سامانه باعث افزایش چشمگیر سامانه‌های ضددسترسی
می‌شود:
اگر کشورهایی نظیر ایران به اس-۳۰۰
دست یابند، آمریکا مجبور خواهد بود رویکرد نظامی خود را تغییر دهد. آن روز فرا
رسیده است. به همین خاطر است که معاون وزیر دفاع آمریکا خواهان تدوین رویکرهای
فناورانه جدیدی برای مقابله با سامانه‌های تسلیحاتی پیشرفته‌ای نظیر اس-۳۰۰ شده
است.

۳٫ این سامانه به منزله بازگشت به عصر رقابت
ژئوپولتیکی است:
ما نمی‌خواهیم به عصری
برگردیم که تمامی مسائل در دنیا بر اساس رقابت‌های سیاسی با یک قدرت بزرگ تعریف می‌شد.
کاملاٌ مشخص است که روسیه دنیا را از این منظر می‌بیند. بحران اوکراین صدمات اقتصادی
زیادی به روسیه زده است و تنش‌ها بین غرب و روسیه را نیز افزایش داده است. با فروش
این سامانه به ایران، روسیه در حقیقت می‌خواهد هزینه‌های غرب را در صورت مداخله در
ایران افزایش دهد.




صاحبان صنایع آلمان راهی ایران می‌شوند


 روزنامه فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ می نویسد: اقتصاد آلمان بنا را بر لغو تدریجی تحریم‌های در نظر گرفته‌شده علیه ایران می‌گذارد. دانیل برن‌بک، مدیر عامل اتاق صنایع و بازرگانی آلمان و ایران می‌گوید، احتمالاً لغو تحریم‌ها لحظه‌ای نخواهد بود، بلکه این کار طی یک فرایند صورت خواهد گرفت. به گفتة وی، پس از اعلام به تعویق انداختن یا لغو تحریم‌ها نیز به ماه‌ها زمان برای تحقق بخشیدن به این مسأله نیاز است. رئیس جمهور آمریکا می‌تواند تحریم‌های کشورش را به تعلیق بیندازد، پیش از آن که کنگره آنها را تصویب کند. اما برای این کار باید در اتحادیة اروپایی و سازمان ملل نشستی تشکیل شود که در آن در این باره تصمیم‌گیری شود. 


محافل اقتصادی پس از توافقات کلی انجام‌گرفته در لوزان از شور وشعفی گزارش می‌دهند که گویی شکست توافق قطعی منتفی به نظر می‌رسد. پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل و آلمان قصد دارند، تا سی‌ام ماه ژوئن دربارة این توافق نهایی با ایران مذاکره کنند. این گونه عنوان شد که دیگر از شدت این تحول کاسته نخواهد شد. در قدم اول بنا بر لغو تحریم‌های تجاری گذاشته می‌شود. باید با تحویل سریع کالاهای بسیار ضروری، جو مثبتی به وجود آید که به سرعت اثر خود را در تراز تجاری نشان خواهد داد. انتخاب حسن روحانی در ماه ژوئن سال ۲۰۱۳ به تنهایی، باعث شده تا در تجارت با ایران حرکت به وجود آید. 


به گفتة برن‌بک، ابتدا با تأخیری که احتمالاً یک سال طول خواهد کشید، قراردادهایی در ارتباط با کالاهای سرمایه‌گذاری و تأسیسات منعقد خواهد شد. ابتدا باید قراردادهایی برای اجرای پروژه‌های بزرگ امضا شود و راهی برای تأمین هزینة مورد نیاز آن‌ها از طریق کنسرسیوم‌های بانکی پیدا شود. به ویژه بانک‌ها، احتمالاً پس از جریمه‌های مبالغه‌آمیزی که مراجع آمریکایی برای بانک‌های اروپایی در نظر گرفته‌اند، بسیار محتاطانه عمل خواهند کرد. به گفتة برن‌بک، از زمان اعلام توافق کلی لوزان، هم‌اکنون تعداد زیادی از نمایندگان شرکت‌ها و صنایع – پیش از تغییر مبنای حقوقی – به ایران سفر می‌کنند تا دربارة امکانات تجارت و معامله تحقیق و تماس‌های قدیمی را زنده و یا از نو برقرار کنند. 


لغو تحریم‌های مالی باید مانند لغو تحریم‌ صادرات نفت و گاز و سایر بخش‌هایی که از نظر ساخت و انتقال سلاح‌های اتمی مهم نیستند، بخشی از توافق نهایی باشد. قرارداد نهایی باید از نظر فنی مشخص کند که ایران اجازة غنی‌سازی چه مقدار اورانیوم را دارد. انتظار می‌رود که در ازای آن، نقل و انتقالات پولی بین‌المللی با ایران دوباره امکان‌پذیر گردد. ابتدا تحریم‌های مالی باعث اثرگذاری تحریم‌های تجاری شدند. نقل و انتقال آزاد پول به مبالغ کوچک محدود شد.
حتی اگر مجوز ادارة اقتصاد و کنترل صادرات برای تحویل و آزادسازی توسط بانک فدرال ارائه شده بود، امکان دادن اعتبار اسنادی وجود نداشت، به ویژه به این دلیل که دادن ضمانت‌های هرمس برای تضمین صادرات متوقف شده بود. البته اکثر بانک‌ها در اروپا از هر گونه شرکت در پرداخت پول مرتبط با ایران حتی اگر با پرداخت پول برای کالاهای بشردوستانه در ارتباط بود، سر باز می‌زدند. با وجود یک فراخوان وزارت خارجه در سال ۲۰۱۲ مبنی بر باز نگه داشتن یک کریدور، هیچ بانکی خود را در این موقعیت ندید که خود را با خطر اقدامات تنبیهی ایالات متحده روبرو کند. 


حدود هشتاد درصد کالاهایی که شرکت‌های آلمانی می‌توانند، به ایران صادر کنند، در فهرست تحریم‌ها قرار ندارند. اما تا زمانی که اعتبار اسنادی وجود نداشته باشد و پرداخت پول به طور کامل صورت نگیرد، موافقت ادارة اقتصاد و کنترل صادرات با صدور کالاها فایدة زیادی نخواهد داشت. ورنر شولتسکه، عضو هیإت رئیسة انجمن خاورمیانه و مشاور شرکت‌ها و صنایع می‌گوید، به همین دلیل، اقتصاد آلمان و ایران به ویژه خواستار لغو تحریم‌های مالی است، به طوری که دوباره بتوان اعتبار اسنادی داد و نقل و انتقال پول به جریان بیفتد. او بنا را بر این می‌گذارد که امکان دادن ضمانت‌های جدید هرمس، ابتدا یک تا دو سال دیگر به وجود آید. 


لغو تحریم‌های مالی به یک دلیل دیگر نیز برای اقتصاد ایران مهم است. ایران در حال حاضر به ویژه نفت به چین و هند صادر می‌کند. اما درآمد حاصله از این صادرات در حساب‌های بانکی در بانک‌های چینی و هندی مانده است. واحد پول این دو کشور قابل تبدیل نیستند، به طوری که ایران نمی‌تواند، از آن‌ها برای خرید کالاهای ضروری از اروپا و ایالات متحده استفاده کند. ظاهراً فقط ۵۰ میلیارد دلار در بانک‌های چینی ذخیره شده‌اند. به محض آن که تحریم‌های مالی لغو شوند، ایران می‌تواند نفت و گاز خود را دوباره در ازای دریافت یورو و دلار بفروشد و درآمد حاصل از فروش را به بانک‌های سایر کشورها منتقل و آنجا از آن استفاده کند. 


درآمد حاصل از صادرات نفت کماکان شرط مدرنیزه کردن کل اقتصاد است که به شدت به آن نیاز است. ایران طی سال‌های آینده برای این سرمایه‌گذاری‌ها به بیش از صد میلیارد یورو در سال نیاز دارد که با کاهش شدید قیمت نفت، فقط با افزایش شدید میزان استخراج نفت و گاز امکان‌پذیر می‌شود. بازگشت ایران به بازار نفت، احتمالاً به مدتی کوتاه باز هم قیمت نفت را تحت فشار قرار خواهد داد. ایران به طور سنتی نفت خود را در بازار نقدی ارز می‌فروشد و نه از طریق قراردادهای درازمدت. کم بودن مقدار نفتی که در حال حاضر استخراج می‌شود و کاهش قیمت نفت، به شدت دست ایران را از نظر مالی برای اجرای پروژه‌های بزرگ می‌بندد. صادرات نفت ایران از ۵/۲ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۱ به عنوان پیامدی برای تحریم‌ها، در عرض دو سال به ۱/۱ میلیون بشکه کاهش یافت. ایران حدود ۸۰ درصد بودجة خود را از صادرات نفت و گاز تأمین می‌کند. 


تعدادی از کشورها بر سه حوزه مهم حاکم هستند. به طور مثال، بیشتر، شرکت‌های آمریکایی با فناوری‌هایشان حوزة نفت و گاز کهنه و قدیمی ایران را مدرنیزه خواهند کرد. ایران قصد دارد، ظرفیت استخراج نفت را از ۵/۳ میلیون بشکه در حال حاضر، به ۶ میلیون بشکه افزایش دهد، یعنی معادل ارزش زمان قبل از انقلاب سال ۱۹۷۹٫ این در حالی است که فرانسه بر صنایع خودروسازی حاکم است که مهم‌ترین حوزه ایران در کنار بخش نفت و گاز به شمار می‌آید. زمانی که تولیدکنندگان آلمانی خودرو خود را عقب کشیدند، چون مایل نبودند، بازار فروش خود در آمریکا را از دست بدهند، رنو و پژو کارخانه‌هایی را در این کشور تأسیس کردند. ایران در حال حاضر سالانه ۷۰۰۰۰۰ خودرو تولید می‌کند، اما قصد دارد، دوباره تولید خود را به بیش از یک میلیون خودرو برساند. شرط انجام این کار این است که تحریم‌ها بیش از این مانع ورود اجزاء و قطعات لازم نشوند. به گفته شولتسکه، از سوی دیگر، صادرکنندگان آلمانی و ایتالیایی به طور سنتی در حوزه‌های پتروشیمی، ساخت نیروگاه، فولاد و آلومینیوم قوی هستند. 


دولت می‌خواهد، گاز کمتری صادر کند و معاملات با گاز مایع را بیشتر بر عهده قطر بگذارد؛ ایران می‌خواهد، پس از لغو تحریم‌ها، تأسیساتی را برای مایع کردن گاز احداث کند. علاوه بر این، خط لوله برای صدور گاز نیز وجود ندارد و گاز، بیشتر در صنایع پتروشیمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. به طور مثال، دولت قصد دارد، طی ده سال آینده در شهر بندری چابهار و سایر پایگاه‌ها سرمایه‌گذاری‌هایی به میزان هفتاد میلیارد دلار انجام دهد که به ویژه به نفع صنایع پتروشیمی خواهد بود. ظرفیت تولید فولاد باید سه برابر شود و از ۱۵ میلیون به ۵۰ میلیون تن افزایش یابد. 

آمریکا باید کشورهای عربی را به عنوان هم‌پیمان
محسوب کند

به گزارش روزنامه کویت تایمز، رهبران عربی به صورت محتاطانه
با توافق هسته‌ای ایران و غرب برخورد کرده‌اند. اما روزنامه‌های عربی با این مساله
اینگونه برخورد نکردند و آن را توهمی و نگران‌کننده خواندند.

ایران

اما می‌توان این توافق را خوب ارزیابی کرد چرا که بر اساس
همکاری استوار شده است. اگر در این توافق به دغدغه‌های رهبران عربی توجه شود می‌توان
امید داشت این توافق مشکلات را برطرف کرده و مسیر دستیابی به ثبات و صلح در منطقه
را هموار سازد.

این توافق می‌تواند در کاهش تنش‌های منطقه‌ای موثر بوده و
مسیر را برای بسیاری از درگیری‌های دیرینه هموار سازد. درسی که ما می‌توانیم از
این مذاکرات بگیریم این است که دیپلماسی می‌تواند کارگشا باشد.

دغدغه اصلی درباره خود توافق نیست، بلکه درباره این است که
این توافق چطور حاصل شد. ظرف چند ماه آینده ما شاهد گفتگوهای سختی خواهیم بود.
منتقدان نیز از هر اقدامی برای ایجاد اختلال در مذاکرات کوتاهی نمی‌کنند.

رهبران کشورهای عربی نیز اگرچه همچنان نسبت به مقاصد ایران
مشکوک هستند اما سعی کرده‌اند واکنش ملایم‌تری نسبت به آن نشان دهند. هم‌پیمانان
آمریکا در منطقه مدت‌هاست که هم درباره برنامه هسته‌ای تهران نگران هستند و هم درباره
جاه‌طلبی‌ها و افزایش تاثیرگذاری ایران در کشورهای عربی نگران هستند. برخی تحلیل‌گران
غربی این نگرانی‌ها را بی‌جهت خوانده و آن را نتیجه رقابت شیعی-سنی می‌دانند. اما
حقیقت این است که مشکل اعتقادی نیست، بلکه کاملاً سیاسی است. کشورهای عربی شاهد
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بوده‌اند، انقلابی که به دنبال صدور ارزش‌ها و فلسفه
مقاومت خود به دیگر کشورها می‌باشد. در مقابل کشورهای عربی نیز نیروهای مشترک
تشکیل داده‌اند و هماهنگی‌هایی برای حفاظت از امنیت خود انجام داده‌اند.

رهبران کشورهای عربی به سبب روابط نزدیکی که با واشنگتن
دارند همیشه از جانب افکار عمومی کشورهای خود تحت فشار بوده‌اند چرا که مردم این
کشورها آمریکا را مسبب ویرانی عراق و نابودی فلسطین می‌دانند. حال ببینید که
رهبران عربی وقتی دیدند که آمریکا پس از ویران کردن عراق و ایجاد بحران در منطقه به
سراغ ایران رفته است و با این کشور در زمینه هسته‌ای مذاکره می‌کند چه احساسی
داشتند. حال اگر موضوع تنها به پرونده هسته‌ای ایران ختم می‌شد مشکلی نداشت. اما
باید به این پرونده نقش فعال ایران در دیگر کشورهای عربی را نیز اضافه کرد. حالا
زمان آن رسیده است که آمریکا اعتماد کشورهای عربی را دوباره به دست آورد. اگر
آمریکا همچنان به هم‌پیمانان عرب خود نیاز دارد، پس باید با آنها مثل یک هم‌پیمان
رفتار کند.

اولین‌ گام می‌تواند این باشد که آمریکا به اعراب اطمینان
دهد که خطر ایران را می‌فهمد. برنامه جدیدی برای عراق باید تنظیم شود که در آن
دیگر نیازی به کمک گرفتن از ایران نباشد. همچنین رئیس جمهور اوباما باید اطلاعات
کامل‌تری از رابطه بین چالش‌های داخلی و خارجی پیش روی کشورهای عربی داشته باشد.
اوباما اخیراً در گفتگو با روزنامه نیویورک تایمز گفت که آنچه کشورهای عربی را
تهدید می‌کند ایران نیست، بلکه نارضایتی‌هایی است که در داخل این کشورها وجود
دارد.

آیا ایران در سوریه دچار مشکل شده است؟

به گزارش مجله فارین پارسی، برای بیش از چهار سال است که
تهران در دمشق مشغول جنگیدن است و هزینه‌های زیادی برای هم‌پیمان خود متقبل شده
است. برای اکثر اعراب، سوریه نشانه افزایش تاثیرگذاری تهران در منطقه است. ایران و
گروه‌های نیابتی از سال ۲۰۱۱ تمام تلاش خود را برای حفظ حکومت بشار اسد انجام داده‌اند.

ایران

ایران در سوریه هزینه‌های زیادی کرده است. سه اولویت در
سیاست تهران در قبال سوریه عبارتند از: محافظت از کانال ترانزیت سلاح برای نیروهای
حزب‌الله از طریق خاک سوریه، و در بلندمدت اطمینان حاصل کردن از این مساله که خاک
سوریه به پایگاهی برای حمله به جنبش شیعی لبنان تبدیل نمی‌شود؛ مبارزه با محور
منطقه‌ای به رهبری سعودی‌ها که هدف اصلی آن مقابله با افزایش قدرت ژئوپولتیک ایران
است؛ و حمایت از یک هم‌پیمان قدیمی که در جریان جنگ هشت ساله کمک‌های زیادی به
ایران کرد. ایران می‌ترسد که در صورتیکه اسد قدرت را از دست دهد نیروهای تندروی
اهل تسنن در سوریه روی کار آیند و در نتیجه آنها تهدیدی برای شیعیان و حزب‌الله ایجاد
نمایند.

در این اوضاع رقابت بین محور ایرانی و ائتلاف سعودی، باید
دید که توافق هسته‌ای چه تغییری در مولفه‌های بحران سوریه ایجاد می‌کند. اگرچه
بسیاری از فعالان منطقه‌ای خود را علاقمند به حل بحران سوریه نشان می‌دهند، اما
هیچ‌یک قصد ندارند از موضع خود کوتاه بیایند. در غیاب راه‌حل دیپلماتیک، ایران،
ترکیه، قطر و عربستان همگی به دنبال راهبرد نظامی هستند تا به توانند توازن قدرت
را به سود خود تغییر دهند.

با کمک ایران، اسد هنوز در سوریه قدرت دارد و برخی نیز می‌گویند
که درگیری‌های سوریه دارد به نفع اسد تمام می‌شود. آنها همچنین معتقدند که آمریکا
نیز اولویت‌های خود را در سوریه تغییر داده است: باید تمام نیرو را برای مبازره با
داعش و نه اسد بسیج کرد.

اما تمامی اینها نمی‌تواند برای ایران خبر خوبی باشد چرا که
ایران باید تجهیزات و کمک‌های مالی بیشتری
را به سوی دمشق گسیل دارد و این بدان معناست که ایران در باتلاق سوریه گیر افتاده
و است و هیچ‌گونه راهبردی نیز برای خروج وجود ندارد. در چند ماه اخیر، نیروهای
نظامی سوریه‌ای تحت فشار بسیار بوده‌اند. معنای این مساله این است که تهران باید
نیروهای سپاه، حزب‌الله و شبه‌نظامیان شیعی عراقی بیشتری را عازم سوریه کند.

در هفته‌های آینده، کار ایران در سوریه بیشتر نیز می‌شود
چراکه ائتلاف سعودی به این نتیجه رسیده است که توجه خود را باید به سوریه نیز
معطوف کند. پیشرفت شورشیان در سوریه ظرف چند روز اخیر یکی از نشانه های این راهبرد
جدید است. می‌توان گفت که عملیات سعودی‌ها در یمن می‌تواند زمینه‌ساز حمله به
سوریه نیز باشد. به این دلیل است که تهران به نیروهای مهاجم در یمن اجازه نخواهد
داد تا بدون دادن غرامت خاک یمن را ترک کنند. تهران می‌خواهد آن چنان زخمی به
ائتلاف اعراب بزند که آنها دیگر نتوانند به فکر سوریه بیفتند.

اما مشخص نیست که ایران چگونه می‌خواهد زخم‌هایی که در نتیجه
دفاع از بشار اسد خورده است را التیام بخشد. برخلاف عراق که ایران در آنجا نیروهای
جایگزینی برای جانشینی نوری المالکی داشت، در سوریه اینطور نیست. اسد تنها ضامن
منافع ایران و حزب‌الله در سوریه است. تا به امروز، ایران گزینه جایگزین قابل‌قبولی
برای اسد ندارد.

ایران در سوریه باید یک انتخاب انجام دهد. ایران می‌تواند
همچنان از اسد حمایت کند و در نتیجه درگیری‌ها در سوریه را طولانی کند و یا پیش‌دستی
کند و زمینه فرآیند مذاکرات برای یافتن جایگزینی برای اسد را آغاز نماید. لازمه
این تصمیم این است که ایران آمادگی خود را برای کنار گذاشتن اسد نشان داده و
نیروهای شورشی نیز منافع ایران را در شام به رسمیت بشناسند.

آمریکا و ایران هر دو منافعی در خاتمه دادن به بحران سوریه
دارند. برخی استدلال می‌کنند که تهران با برداشته شدن تحریم‌ها منابع بیشتری می‌توانند صرف حمایت از حکومت اسد کنند. با این حال، می‌توان اینگونه استدلال کرد که ایران
از قدرت اقتصادی که به دست خواهد آورد برای افزایش امنیت و توسعه اقتصادی در منطقه
استفاده خواهد کرد. در نتیجه، تهران به جای استفاده از قدرت نظامی به دیپلماسی نرم
از قبیل سرمایه‌گزاری‌های تجاری، تبادلات آموزشی و همکاری های عملی متوسل خواهد
شد.

چرا آمریکا نیاز دارد که در برابر ایران صبور
باشد

به گزارش پایگاه نشنال اینترست، چارچوب توافق بین ایران و
گروه ۵+۱ می‌تواند مانع از انحراف برنامه هسته‌ای ایران شود. اما برخی معتقدند که
این توافق نمی‌تواند باعث تغییر سیاست ایران در داخل و خاورمیانه شود. آنها
استدلال می‌کنند که ایران فاتح می‌تواند با برداشته شدن تحریم‌ها قدرتمندتر شود.

ایران

با این همه، بسیاری از مقامات ایران با برقراری رابطه با
غرب مخالفند. و در حالی‌که روحانی می‌گوید که توافق هسته‌ای می‌تواند باعثی افزایش
روابط غرب و ایران شود، اما او در جایگاهی نیست تا بتواند تغییرات اساسی ایجاد
نماید.

نویسنده این مقاله ادعا می‌کند: بسیاری از مردم ایران
خواهان اصلاحات هستند. به نظر می‌رسد که روحانی نیز به این اصلاحات اعتقاد دارد،
اما می‌خواهد آنها را آهسته به پیش برد. ممکن است که این سرعت برای ایرانی‌ها کافی
نباشد.

در حالی‌که سیستم سیاسی در ایران کاملاً ثابت است، اما جامعه
ایرانی امکانات بسیاری دارد. بسیاری از ایرانی‌ها خواهان جامعه‌ای آزادتر هستند. توافق
هسته‌ای، پایبندی ایران به آن و برداشته شدن تحریم‌ها می‌تواند فضای بیشتری برای
ایرانی‌هایی که خواهان تغییرات هستند ایجاد نماید. پس هم ایرانی‌ها و هم آمریکا
باید صبور باشند.

آمریکا برای هشدار به ایران دو کشتی به یمن
اعزام کرد

به گزارش روزنامه نیویورک تایمز، مقامات آمریکایی گفتند که
ناوهواپیمابر تئودور روزولت و رزم‌ناو مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده عازم آب‌های یمن
شدند تا به ۱۰ کشتی‌ جنگی آمریکایی ملحق شوند. این اقدام هشداری به ایران برای
ارسال تسلیحات برای حوثی‌های یمن است.

ایران

دولت اوباما این اقدام را در جهت نشان دادن قدرت نظامی خود
انجام می‌دهد و تصدیق کرد که این ناوگروه می‌تواند مانع از ارسال تسلیحات برای
حوثی‌های یمن می‌شود. این کشتی‌های جنگی اقدامی برای حمایت سعودی‌ها در جنگ با یمن
محسوب می‌شود.

یک مقام آمریکایی که خواست نامش فاش نشود گفت: این اقدام
پیام واضحی دارد. این پیغامی برای هم‌پیمانان ماست که از آنها حمایت می‌کنیم. این
پیامی برای ایرانی‌هاست که ما آنها را تحت نظر داریم.

چطور می‌شود توافق هسته‌ای با ایران را نجات
داد

به گزارش مجله پولتیکو، اگر توافق هسته‌ای با ایران سرانجام
نهایی شود، شرایط آن می‌تواند به ما اطمینان دهد که ایران برای حداقل ۱۵ سال آینده
به تسلیحات اتمی دست نخواهد یافت. حتی پس از آن، ما برای ۲۵ سال می‌توانیم بفهمیم
که آیا انحرافی در برنامه هسته‌ای این کشور وجود دارد.

ایران

از بسیاری از جهات، چارچوب توافقی به معنای کاهش تدریجی
تحریم‌ها در قبال شفاف‌سازی است. هرچند که در ده سال اول تعداد سانتریفیوژهای و
فعالیت‌های هسته‌ای ایران کاهش خواهد یافت، اما، ایران می‌تواند پس از این تاریخ
به روال قبلی خود بازگردد. پس مساله کلیدی به عقب برگرداندن برنامه هسته‌ای ایران
نیست، بلکه توانایی ما در نظارت است. این همان چیزی است که به ما می‌گوید که آیا
ایران مطابق توافق عمل می‌کند یا خیر.

اما آیا این بدان معناست که توافق نهایی شده است و دیگر
نباید درباره اظهارنظرهای مقامات ایرانی مثلاً درباره ممنوعیت بازرسی از سایته‌ای
نظامی حرفی زده شود؟ برخی می‌گویند که این اظهارنظرها فقط مصرف داخلی دارد و نباید
بیش از حد به آنها پرداخته شود.

اما، صحبت‌های رهبر ایران متفاوت است. ایشان همچنان به غرب
مشکوک هستند و نمی‌توانند به آمریکا اعتماد کنند. صحبت‌هایی که ایشان درباره
مذاکرات انجام می‌دهند برای تیم مذاکره ‌کننده لازم‌الاجرا است. به یاد داشته
باشید که ایشان در یک سخنرانی گفتند که ایران با وجود قطعنامه‌های شورای امنیت از
غنی‌سازی دست برنخواهد داشت، ایران تاسیسات هسته‌ای خور را بر نخواهد چید، ایران
به تحقیق و توسعه ادامه خواهد داد و ایران به فعالیت‌ هسته‌ای خود در ابعاد صنعتی
ادامه می‌دهد. این همان نکاتی بود که مذاکره‌کنندگان ایرانی بر آنها تاکید می‌کردند.

این گروه ۵+۱ بود که مواضع خود را منطبق کرد و تلاش کرد تا
راه‌حل‌های خلاقانه‌ای برای توجه به این شرط‌ها بیابد. حالا ایشان می‌گویند که
اجازه دسترسی به سایت‌های نظامی داده نمی‌شود، آیا این بدان معناست که بازرسی‌های
مطرح شده در توافق هسته‌ای سایت‌های نظامی را شامل نخواهد شد؟

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.